در هنر و موسیقی به دنبال مطلبی می گشتم که چشمم به پاسخ جناب پرویز مشکاتیان به جمشید عندلیبی افتاد.تا آخر مطلب را خواندم هر چه گفته اند موضوعی است که مربوط می شود به کروه عارف ولی جناب مشکاتیان در این باره که آقایان عندلیبی و کامکارها به کردستان عراق رفته اند و در برنامه ای خصوصی برای طایفه بارزانی ها شرکت کرده اند به خطا رفته اند و کاملا در اشتباه اند.و این جمله طایفه بارزانی ها مرا بسیار آزرد.
در اواخر پاییز سال 1383 در کردستان عراق برای اولین بار به جهت آشنایی اساتید موسیقی کردی با یکدیگر در شهر اربیل کردستان عراق فستیوالی برگزار شد.این فستیوال بر خلاف گفته استاد مشکاتیان از طرف وزارت فرهنگ کردستان برگزار شد و برنامه ایی خصوصی نبود و تمامی گروههای موسیقی دعوت نامه ها را از طرف این وزارت دریافت کرده بودند.این فستیوال در تاریخ 18-14 . 12 . 2004 در شهراربیل برگزار شد. من کتمان نمی کنم که این فستوال خالی از اشکال نبود و نواقصی داشت.اما چند نکته ای را نباید در این خصوص فراموش کرد.1.اولین تجربه برگزاری یک فستیوال بود که حکومت فدرال کردستان آنرا برگزار می کرد.2. این تنها فستیوال تمام کردی در تاریخ عراق بود که بعد از فروپاشی حکومت بزرگترین دیکتاتور جهان صدام حسین برگزار شد.و مهمترین نکته هم 35 سال دیکتاتوری این اجازه را به اهل موسیقی کردستان عراق نداده بود که دیگر هم وطنان اهل موسیقی خود را از نزدیک ببینند و تبادل نظر کنند.به قول استاد هوشنگ کامکار خوب است که کسانی اینجا هستند که ساز به دست می گیرند. با تمامی مشکلات اینجا اعم از جنگ قتل و عام و انفال و ضدیت با کرد و فرهنگ کردی از طرف حکومت بعث باز هم جای شکرش باقی است که کسانی هستند که ساز میزنند و به فکر موسیقی مملکتشان هستند و برای ارتقاء سطح این موسیقی اقدام به برگزاری فستیوال مکنند.آقای مشکاتیان آیا کمی بی انصافی نیست که بگوید نه فستیوال بود و نه جشنواره؟آیا جشنورههای ایران با تمامی تجارب و وجود اساتید بزرگی از چون شما بی نقص و بدور از کاستی نیست؟هر کسی یک بار در یکی از این جشنوارهها شرکت کند به خوبی نواقص را حس میکند ولی این دلیلی نیست که کل کار را رد کرد و بی انصافی است که خط قرمز بر جشنواره ای بکشیم.زیرا که هدف از همه مهمتر است و باید برای رسیدن به هدف نقد پذیر بود و تلاش برای بالا بردن سطح کیفی آن کرد.
اما طایفه بارزانی ها.باید خدمت استاد مشکاتیان و دیگر خوانندگان عرض کنم که حکومت کردستان عراق یک حکومت مردمی است.هیات دولت و پارلمان از طریق رای مردم تشکیل شده اند.من از گفته استاد مشکاتیان بسیار متعجب شدم که آیا استاد با توجه به اهل موسیقی بودنشان چگونه است که ملتی چون کرد را نمی شناسد در حالی که بر همه روشن است که موسیقی کردی چقدر غنی است چقدر بر موسیقیهای نواحی دیگر خود تاثیر گذار بوده است.یعنی استاد تا به حال نگاهی به نوشته های کسانی چون محمد رضا درویشی و بهمن بوستان نکرده اند؟ایشان در مورد موسیقی نواحی ایران به خوبی در باره نواحی کردستان سخن گفته اند. شاید این طایفه بارزانی گفتن جناب مشکایان از فشار زیاد بعضی از اعضای گروه عارف به دلیل مشکلات مالی که با ایشان داشتند باشد.اما آیا این دلیلی بر این می شود مردمانی که به موسیقی عشق می ورزند و موسیقی جزیی از زندگیشان است این گونه مورد خطاب واقع بشوند؟البته بارزانی بودن یک افتخار است چونکه بارزانی ها در طول تاریخ افتخارات بسیاری آفریده اند همیشه در مقابل ظلم ایستاده اند.از جمله ایستادگی در مقابل سپاه عثمانیها که هدفشان عبور از این منطقه و حمله به ایران بوده است.بارزانی ها در مقابل حمله عثمانیها به ایران رشادتها ومقاومتها کرده اند که مردمانی آن سوتر در آمان باشند .اما تمام مردم کردستان عراق از بارزانی ها تشکیل نمی شود بلکه کرمانجها.سورانی ها.هه ورامانی ها.کلهرها.گورانها و.... همه از مردمان کردستان عراق هستند واینجا همگی کردند.جناب استاد این گفته شما نوعی اهانت به این مردم است.مردمی که شما را دوست دارند و ساز شما را می شناسند.کسانی اینجا هستند که حتی یک کلمه فارسی بلد نیستند ولی کلکسیونی از آثار استاد شجریان را دارند که برخی از این آثارنام شما بر آن حک شده است باور کنید که آوای مهر علیزاده را از یکی از دوستانم در اینجا گرفتم ایشان نه فارسی می داند و نه به ایران آمده است.آثاری از استاد جواد معروفی و مرحوم پرویز یاحقی را در دست کسانی این چنینی دیده ام.
در کردستان عراق 4 هنرستان موسیقی و 1 دانشکده موسیقی داریم.اگر این مساله کپی رایت حل شود باور کنید آثار موسیقی فروشش از ایران هم بیشتر خواهد بود اثر یکی از خواننده ها 3 میلیون فروش داشته که سهم قابل توجه ای از آن مربوط به کردستان عراق است.به هر حال می خواهم بگویم که اینجا موسیقی جایگاه خاصی دارد.
کم و بیش از مشکل جناب مشکاتیان با دیگر اعضای گروه عارف با خبر هستم چه مشکلشان با جناب عندلیبی و چه اختلافشان بر سر تقسیم درآمد ناشی از گروه با چند کسی از اعضای گروه.به هر حال این مساله به خودشان مربوط است.ولی چه خوب میشد با برنامه کار کردن یک فرهنگ می شد و قبل از هر کاری به صورت کتبی قراردادی امضا می شد وشفافیت در راس امور بود و دیگر این مشکلات که گریبان گیر بسیاری از گروهها شده است رخ نمی داد و نه دل کسی آزرده می شد و نه مخاطب دل سرد.این بگومگوها فقط به موسیقی ضربه می زند حال چه در ایران باشد چه در هر جای دنیا.
امیدوارم که استاد مشکاتیان این چند خط توضیح را بخوانند تا که رفع شبهه شود.تصویری از پوستر این فستیوال هم ضمیمه میکنم تا بکلی این موضوع روشن شود.
*من کامران هستم از کردستان عراق.از سال 1371 کار موسیقی را از مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در تهران شروع کردم اکنون هم به کار موسیقی مشغول هستم.
منبع : سايت هنر و موسيقي