بااینهمه، حسین علیزاده، موسیقیدان باسابقه ایرانی، توانست با آلبوم تازهاش «تصویر بیپایان» [به تماشای آبهای سپید] موسیقی خود را در صدر رده یک تا پنج موسیقی جهان برساند. این آلبوم محصولی از کمپانی ایرانی هرمس ریکوردز (Hermes Records) و پخشکنندهء آن در آمریکا شرکت ویلج/هارمونیا ماندی (World Village/Harmonia Mundi) است.
به گفته علیزاده: «موسیقی مرز نمیشناسد و زبان مشترک همه مردم دنیاست و خواهد ماند. چنانچه ارتباطات جهانی توسط موسیقی صورت می گرفت، شاهد هیچ جنگی نبودیم.»
علیزاده، ۵۵ سال دارد و استاد بزرگ تار و سهتار است. موسیقی وی ریشه در موسیقی سنتی ایران دارد و برای موسیقی فیلمهای گوناگون ایرانی که برنده جوایزی شدهاند مورد کاربرد قرار گرفته است.
موسیقیدانان در ایرانٍ اسلامی، زندگی راحتی ندارند، چراکه همه موسیقیدانان باید روند وقتگیر تقاضای اجباری مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای تهیه و پخش آلبومشان طی کنند.
علیزاده می گوید: «هنگامی که آنها از من پرسیدند، شغل شما چیست؟ پاسخ دادم که موسیقیدان هستم. آنها گفتند: نه، منظورمان کار واقعی شماست. من دوباره تکرار کردم که موسیقیدان هستم و آنها گفتند: این که یک شغل واقعی نیست.»
بهدلیل محدودیتهای گوناگون در ایران، بهویژه محدودیتهای دهههای نخست و دوم انقلاب اسلامی، علیزاده در سالهای دهه ۱۹۸۰ [میلادی] کشورش را ترک کرد؛ به برلین رفت و در آنجا به تحصیل رشته موسیقی در دانشگاه آزاد و آهنگسازی پرداخت. او در زمینه انتقال حوزه کارش از موسیقی ایرانی به موسیقی جهانی میگوید: «دیدن جهان مهم است. این تجربه به انسان کمک میکند تا به عرصه گستردهتری در ماورای مرزهای فکری خود دست یابد.»
علیزاده در ایران هنوز با محدودیت هایی مواجه بود هرچند که در دوران هشت سالهء رییس جمهور اصلاحطلب، محمد خاتمی (۱۹۹۷-۲۰۰۵) مسئولان فرهنگی گرایش بیشتری دستکم برای بحث در زمینه ترویج موسیقی از خود نشان دادند.
علیزاده خاطرنشان میسازد: «درحالیکه موسیقی در ایران حضور دارد، حتا بحث و گفتگو درباره ضرورت موسیقی احمقانه است. موسیقی مانند نفس کشیدن است. هر ملتی که زبان دارد موسیقی خود را نیز دارد. هرکس که از موسیقی نفرت دارد بیمار است و باید به پزشک مراجعه کند.»
وزارت فرهنگ معیار مشخصی برای صدور مجوز ندارد و هر چهارسال یکبار، هنرمندان نگران ضوابط جدید رییسجمهور تازه و دولت وی هستند. اگر هنرمند خوششانس باشد میتواند مجوز را در عرض سه هفته دریافت کند، ولی تقاضا ممکن است که تا سه ماه یا بیشتر بهطول بیانجامد. برخی از هنرمندان هم علیرغم سرمایهگذاریهای خود ممکن است نتوانند مجوز بگیرند.
علیزاده میگوید: «یک بار به مسئولان گفتم: درحالیکه من و موسیقیام حتا پس از مرگم برجای خواهیم ماند، شما تا چه زمانی در مقامتان باقی خواهید ماند.»
او بر این باور است که انسانها باید در گوش دادن به موسیقی مورد علاقه خود آزاد باشند و تنها خودشان باید در انتخابشان داوری کنند. هرگونه دخالت دولتی، بی فایده و محکوم به شکست است.
هرچند بیشتر ژانرهای موسیقی غربی در ایران ممنوع هستند و علاقهمندان به آن با حکمهای جزایی روبرو میشوند ولی باز دستیابی به آخرین محصولات موسیقی در بازار سیاه با قیمتی کمتر از یک یورو بسیار آسان است. تهیهکنندگان موسیقی در تهران می گویند: «هر چه کنترل دولتی افزایش می یابد، بازار غیرقانونی هم خلاقتر می شود.» یک تهیهکننده موسیقی در تهران می گوید: «دولت هرگز موفق نخواهد شد که تشنگی مردم به موسیقی را محدود کند.»
«تصویر ناپایان» قطعه ای است که علیزاده با استاد بزرگ ارمنی، ژیوان گاسپاریان ساخته تا تصویرصوتیای از دو دنیای متفاوت موسیقی باشد. سهتار علیزاده و دودوک گاسپاریان سفری در یک موسیقی سحرآمیز و رویایی است. نامزدی برای این جایزه، موفقیتی عظیم برای این موسیقیدان و موسیقی ایران محسوب می شود، ولی علیزاده بهدلیل خصومتهای سیاسی بین ایران و آمریکا در بیست و پنج سال اخیر قادر به شرکت در مراسم اعطای جایزه نخواهد بود. علیزاده میگوید: «گرفتن ویزا بسیار بغرنج است و واقعاً حوصله پیمودن مراحل تقاضای ویزا را ندارم».
به این جهت که واشینگتن در ایران هیچ نمایندگی ای ندارد، متقاضیان ایرانی ویزا باید نخست به کشور سومی رفته و در آنجا تقاضای روادید کنند و مدت چهل روز در انتظار بمانند؛ سپس با نمایندگی آمریکا در آن کشور تماس بگیرند تا متوجه شوند آیا تقاضایشان پذیرفته شده یا خیر.
برای علیزاده مهمترین جنبه جایزه تصدیق و قدردانی موسیقی وی است. او میگوید: «موسیقی، جهانی است و هر قطعه موسیقی برخلاف سیاست، پیامی برای عشق و صلح جهانی است. مهم تنها این است که این پیام منتقل شده و بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی فهمیده شود.»
خبرگزاری آلمان (DPA)
برگردان سپهر یوسفی
منبع : راديو زمانه